تبليغاتX
جاویدان
انرژي زمين گرمايي يكي از پاك‌ترين منابع انرژي است كه به نظر مي‌رسد آينده روشني را پيش‌رو داشته باشد. نخستين نيروگاه زمين گرمايي بيش از 100 سال پيش مورد بهره‌برداري قرار گرفت. در نيروگاه‌هاي زمين گرمايي از انرژي حرارتي كه از اعماق زمين خارج مي‌شود براي توليد انرژي الكتريكي استفاده مي‌شود. البته بايد اين نكته را مورد توجه قرارداد كه نيروگاه‌هاي زمين گرمايي نيز از محدوديت‌هايي برخوردارند.

يكي از اين محدوديت‌ها اين است كه اين نيروگاه‌ها بايد در مناطقي كه داراي فعاليت‌هايي آتشفشاني هستند ساخته شوند، بنابراين اين احتمال وجود دارد كه گاهي ممكن است كاهش فعاليت‌هاي آتشفشاني در يك منطقه منجر به آسيب‌ديدگي اين نيروگاه‌ها شود. رسوباتي كه از آنها به عنوان منبع توليد انرژي زمين گرمايي استفاده مي‌شود براساس دما و منبعي كه براي توليد انرژي در اختيار نيروگاه‌هاي زمين گرمايي قرار مي‌دهند طبقه‌بندي مي‌شوند. رسوبات خشك بخاري يكي از كارآمدترين منابع توليد انرژي براي اين نيروگاه‌ها هستند.

اگرچه ممكن است استفاده از اين رسوبات چندان متداول و مرسوم نباشد،‌ اما بخار توليد شده در اين رسوبات دماي بالا و فشار زيادي دارد. رسوبات با دماي بالا نوع ديگري از رسوباتي هستند كه به عنوان منبعي براي توليد انرژي الكتريكي در نيروگاه‌هاي زمين گرمايي مورد استفاده قرار مي‌گيرند و هرچه دماي آب در اين رسوبات بيشتر باشد كارايي اين نيروگاه‌ها در توليد انرژي الكتريكي به مراتب بيشتر خواهد بود. رسوباتي كه دماي آنها كمتر از 80 درجه سانتي‌گراد باشد گروه ديگري از منابع توليد انرژي در اين نيروگاه‌ها هستند كه كاربرد آنها تنها به تامين انرژي براي امكاناتي نظير سيستم‌هاي گرمايشي يا ابزارهايي كه از آنها در كشاورزي استفاده مي‌شود، محدود خواهد بود. بنابراين بديهي است كه همه نيروگاه‌هاي زمين گرمايي يكسان نباشد. ويژگي‌هاي هر يك از اين نيروگاه‌ها به نوع رسوباتي كه از آنها به عنوان منبعي براي توليد انرژي الكتريكي استفاده مي‌شود، بستگي دارد.

در نخستين مرحله از فرآيند توليد انرژي الكتريكي در اين نيروگاه‌ها، بخار تحت فشار ناشي از وزن لايه‌هاي فوقاني از اعماق به طرف سطح زمين راه خواهد يافت. بخار خارج شده از اعماق زمين وارد توربيني مي‌شود كه موجب به حركت درآوردن مولد جريان الكتريكي خواهد شد.

در سومين مرحله از اين فرآيند، انرژي الكتريكي توليد شده پس از عبور از ترانسفورماتور از طريق خطوط جريان منتقل مي‌شود. پس از آن بخاري كه از آن به عنوان منبع توليد انرژي استفاده شده است تبديل به مايع شده و دوباره به رسوبات تزريق مي‌شود. در حقيقت منبع اصلي تامين انرژي در اين نيروگاه‌ها مجموعه‌اي از بخار و بخار موجود در شكاف‌ها و منافذ تخته‌سنگ‌هاست كه توسط مواد مذاب درون زمين، حرارت آن افزايش يافته و مي‌تواند به عنوان منبعي براي توليد انرژي مورد استفاده قرار گيرد. توان الكتريكي نيروگاه‌هاي زمين گرمايي در سطح دنيا بيش از 9000 مگاوات است كه ايالات متحده آمريكا و پس از آن كشور فيليپين از بزرگ‌ترين توليدكننده‌هاي انرژي الكتريكي از طريق نيروگاه‌هاي زمين گرمايي هستند

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:32 |
لباس‌هايي كه امروزه مي‌پوشيم تنها پس از چند ساعت يا در نهايت پس از 2 روز آنقدر بوي ناخوشايند عرق مي‌گيرند كه راهي جز تعويض آنها و حمام كردن نداريم، اما در لباس‌هايي كه در آينده طراحي و ساخته خواهند شد نه‌تنها چنين مشكل آزاردهنده‌اي ديده نمي‌شود، بلكه با برخورداري از خاصيت انتشار رايحه‌هاي خوشبو، استفاده از آنها براي افراد، خوشايند مي‌شود و در ضمن مي‌توان از آنها به عنوان يك تكنيك درماني در كمك به بيماران دچار ناراحتي‌هاي روحي و رواني و حتي مبتلايان به آلزايمر هم استفاده كرد، اما آيا واقعا مي‌توان در آينده به كمك لباس معطر به جنگ بيماري‌هايي نظير آلزايمر رفت كه در عصر حاضر، بشر در درمان آنها توانايي انجام كاري را ندارد!؟

لباس‌هايي كه در آينده طراحي و توليد مي‌شوند از خود رايحه‌هاي گوناگوني منتشر مي‌كنند. اين نگرش در صورتي كه به واقعيت تبديل شود مي‌تواند به ايجاد تغييراتي هميشگي در تمامي حواشي مرتبط با صنعت مد منجر شود. ساختار الياف اين لباس‌ها به گونه‌اي است كه با انتشار تدريجي رايحه‌هاي مختلف خاطرات محوشده گذشته را زنده مي‌كنند. اين فرآيند به تقويت ضريب هوشياري و همچنين افزايش آرامش در فرد استفاده كننده منجر مي‌شود. گرچه اين لباس‌ها هنوز ساخته نشده‌اند، اما كارشناسان به دليل اهميت و كاربردهايي كه در آينده خواهند داشت به آنها لقب پوست دوم هوشمند را داده‌اند. بدون شك با استفاده از اين لباس‌ها، حس دروني افراد از محيطي كه در آن زندگي مي‌كنند دستخوش تغييرات عمده‌اي خواهد شد. اين تغيير حس به گونه‌اي ناخواسته به ابزاري مطمئن براي مقابله با بيماري‌هايي نظير آلزايمر تبديل شده يا حتي مي‌توان به عنوان راهي بي‌دردسر جهت تغيير خلق و خوي روزمره از آن استفاده كرد.

چندي پيش كنفرانسي با عنوان «بشر و تغييرات بشري» از سوي سازمان بين‌المللي به همين نام برگزار شد و در آن متخصصاني از سراسر جهان درخصوص راه‌هاي مختلف استفاده از فناوري‌هاي نوين در جهت بهبود زندگي شخصي افراد صحبت كردند. در آن كنفرانس جني تيلوتسون از محققان دانشگاه هنر لندن درباره جزئيات هيجان‌انگيزي سخنراني كرد كه به چگونگي استفاده از پوشش‌هاي معطر به عنوان لباس‌هاي آينده مربوط مي‌شد. وي در سخنراني خود مدعي شد استفاده از اين نوع لباس‌ها مي‌تواند به بهتر فكر كردن و در كل بهبود خلق و خوي فرد استفاده كننده منجر شود. به عقيده اين محقق هر رايحه مي‌تواند تاثير خاص خود را بر فرد استفاده كننده از لباس معطر داشته باشد. به همين دليل بر اساس بويي كه از يك لباس خاص بلند مي‌شود مي‌توان پوشش مناسبي براي افراد با روحيات مختلف ارائه كرد و اين يعني انقلابي بزرگ در صنعت پوشاك و مد. گذشته از آن، اثرات ناشي از بهبود حالات رواني فرد استفاده كننده از اين لباس‌ها مي‌تواند به دامنه حركتي رفتارها و حتي فرآيند يادگيري نيز كشيده شود.در واقع زماني كه پوششي معطر تن مي‌كنيم گويي ارتباط يك سيستم پيچيده را با مغز برقرار كرده‌ايم. در اين برقراري ارتباط از رايحه‌ها براي آموزش و تحريك سلول‌ها و رشته‌هاي عصبي استفاده مي‌شود. به عنوان مثال مي‌توان مغز را براي بيدار كردن بدن در صبح خيلي زود آموزش داد. تاثيري كه اين لباس‌ها بر بدن مي‌گذارند از هر حيث حيرت‌انگيز است. آنها فرد را در محيط خسته‌كننده كار هوشيار نگاه مي‌دارند يا بدن را آماده خواب در شب مي‌كنند.

پوشش‌هاي معطري كه ايده آنها از سوي جني تيلوتسون ارائه شده‌اند شامل ريز لوله‌هايي است كه در سراسر لباس توزيع شده‌اند. اين لباس داراي يك تايمر مخصوص نيز هست كه فرد استفاده كننده با استفاده از آن مي‌تواند مدت زمان دلخواه خود براي انتشار رايحه در سراسر لباس تنظيم كند. نوع رايحه‌اي كه منتشر مي‌شود هم كاملا تحت كنترل فرد استفاده‌كننده است. در صبح هنگام انتشار بويي شبيه بوي نمك و اواخر بعدازظهر رايحه قهوه تركيب دلپذيري براي يك روز كامل و البته خسته‌كننده است. در ميان روز نيز انتشار رايحه گل‌هاي مختلف مي‌تواند به كاهش اضطراب و استرس‌هاي روزمره منجر شود.

لباس‌هايي كه در اين پروژه طراحي و ساخته خواهند شد تنها به اين نقطه ختم نمي‌شوند، چراكه اين امكان از سوي جني تيلوتسون و ساير محققاني كه روي اين ايده كار مي‌كنند، مطرح شده است كه با نصب يك سري حسگرهاي بيومتريكي در بخش‌هاي مختلف لباس، فعاليت اندام‌هاي حياتي فرد استفاده‌كننده به دقت زير نظر گرفته شود. اين حسگرها مي‌توانند سرعت ضربان قلب و همچنين سطح استرس در فرد را به طرز كاملا دقيقي نشان دهند. پس از تشخيص سطح خاصي از استرس در بدن فرد، سيستم هوشمند نصب شده در لباس با انتشار رايحه‌هايي خاص سطح استرس فرد را تا حد قابل توجهي كاهش مي‌دهد.

اما آيا استفاده از اين نوع لباس‌ها در درمان بيماري‌هاي مغزي پيچيده نظير آلزايمر نيز تاثيرگذار خواهد بود؟ در پاسخ به اين پرسش بايد گفت اتفاقا كارشناساني كه روي چنين ايده‌اي كار مي‌كنند استفاده پزشكي آن را بيش از ديگر كاربردهاي آن مورد توجه قرار مي‌دهند. آنها معتقدند چنين لباس‌هايي مي‌توانند به بيماران مغزي كه در به يادآوردن گذشته خود دچار مشكلات زيادي مي‌شوند كمك زيادي كنند. جني تيلوتسون مي‌گويد: رايحه‌ها حافظه و خاطرات نهفته در آن را قوي‌تر از هر حس ديگري تحريك مي‌كنند و اين همان فرآيند دست نيافتني در تكنيك‌هاي درماني كمك به بيماران آلزايمري است. يك ابتكار عمل ساده در اين خصوص اين است كه با نصب حسگرهاي رايحه‌اي در بخش‌هاي مختلف لباس و قرار دادن رايحه مختص به افرادي كه در گذشته ارتباط نزديكي به بيمار آلزايمري داشته‌اند، آنها را به ياد وي آورند. به يادآوردن فعاليت‌ها و رويدادهاي خاص و حتي نقاط مختلف به وسيله انتشار اين رايحه‌ها كار دور از ذهني نخواهد بود.اما ايده طراحي چنين لباس‌هايي چگونه به ذهن جني تيلوتسون خطور كرده است؟ در پاسخ به اين پرسش تيلوتسون زماني را به ياد مي‌آورد كه براي كمك به صندوق‌هاي حمايت از بيماران مبتلا به ايدز به فكر استفاده از لباس‌هاي معطر افتاد. او پيش از آن بارها در مراكز بيمارستاني حاضر شده بود و بخوبي به خاطر داشت كه رايحه ناخوشايندي كه همواره در بيمارستان‌ها به مشام مي‌رسد تاثير بسيار نااميدكننده‌اي بر روح و روان بيماران مي‌گذارد. او پس از آگاهي از اين حقايق روي ايده لباس‌هاي معطر كار كرده است و معتقد است همان طور كه رايحه نامطبوع هميشه جاري در بيمارستان‌ها تاثير رواني نامطلوبي بر بيماران مي‌گذارد، لباس‌هاي خوش عطر و خوشايند مي‌توانند كمك چشمگيري به بهبود هرچه سريع‌تر بيماران كنند.

البته در حال حاضر فناوري لباس‌هاي معطر تنها در حد يك ايده مفهومي است و تا تبديل شدن به يك واقعيت عيني فاصله زيادي دارند. تا آن زمان مي‌توان تجربيات اوليه‌اي را روي لباس عروس و دامادها پياده كرد، هر چند محققاني نظير جني تيلوتسون براي عملياتي شدن پروژه طراحي و ساخت لباس‌هاي معطر با قابليت‌هاي درماني عجله زيادي دارند. به نظر مي‌رسد حداقل يك دهه ديگر تا تحقق ايده‌هاي متنوع موجود در ذهن جني تيلوتسون فاصله داريم.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:32 |
بچه‌ها علاقه زيادي به مكيدن انگشت دارند و اين كار امري شايع ميان آنها محسوب مي‌شود. در واقع مكيدن انگشت يك عادت خيلي طبيعي در كودكان به شمار مي‌رود و حتي در دوران جنيني هم اتفاق مي‌افتد. اين پديده معمولا با بالا رفتن سن كودك خود به خود از بين مي‌رود.

مكيدن انگشت واكنشي طبيعي نسبت به استرس و اضطراب در كودك است و به او آرامش مي‌‌دهد و كودك با اين كار خودش را آرام مي‌كند. گاهي هم كودك اين كار را انجام مي‌دهد تا استقلالش را نشان دهد. نوزادان عموماً زماني كه شير مي‌خورند و شيشه شير، پستانك يا سينه مادر خود را به دهان مي‌گيرند، چرت مي‌زنند، اما با بزرگ‌تر شدن، مكيدن انگشت را هم به عنوان راهي براي به آرامش رسيدن و كاستن اضطراب انجام مي‌دهند.

اين عادت معمولا بعد از 6 ماهگي از بين مي‌رود، ولي برخي كودكان مكيدن انگشت را تا 4 يا 5 سالگي هم ادامه مي‌دهند اما اگر بعد از اين سن، كودك شما هنوز مكيدن انگشت را تكرار مي‌كند، بايد به دنبال راه چاره باشيد چرا كه اين عمل او را در معرض مشكلات دهان و دندان و مشكلات تكلمي قرار مي‌دهد. كودكان معمولاً زماني كه احساس گرسنگي، ترس، ناآرامي، خواب آلودگي، آرامش و خستگي مي‌كنند، براي آرام كردن خود شروع به مكيدن انگشت مي‌كنند. اين كار به خاطر تماس پوست انگشت با پوست مخاط دهان براي كودك لذتبخش است، اما همين حالت باعث ايجاد فشار شديد و منفي در فضاي دهان مي‌شود كه روي رشد نواحي صورت و تنگ شدن قوس داخل دهان اثر منفي مي‌گذارد. چون ماهيچه‌هاي گونه به خاطر فعاليت بيش از حد، زياد حركت مي‌كنند، اين اثرات ممكن است تا آخر عمر با فرد باقي بماند. البته هر كودكي كه انگشتان خود را مي‌مكد دچار اين عوارض نمي‌شود بلكه 3 عامل استمرار، شدت و تكرار اين عادت باعث ايجاد عوارض متفاوت مي‌شوند. هر چه اين 3 عامل شديدتر باشد، آسيب وارده به دهان و دندان كودك بيشتر مي‌شود. به فكر دندان‌هاي كودكتان باشيد

مكيدن انگشت شايد در ظاهر كاري طبيعي به نظر برسد، ولي هر چه كودك بيشتر درگير اين عادت شود، بيشتر دچار مشكل مي‌شود. اگر انجام اين عادت در مدت طولاني صورت گيرد مشكلات دنداني براي كودك ايجاد مي‌كند. مكيدن قوي و شبانه‌روزي انگشتان، دندان‌هاي جلويي را از جاي خود حركت داده و حتي باعث بر هم خوردن شكل استخوان فك‌شده و دندان‌ها را به سمت بيرون فشار داده و گاهي باعث تغيير شكل سقف دهان مي‌شود. دندان‌هاي جلويي فك بالا به بيرون متمايل شده و دندان‌هاي جلوي فك پايين به سمت داخل كشيده مي‌شوند و اغلب بين دندان‌هاي پيشين فاصله مي‌افتد. همچنين مكيدن انگشت شكل آرواره بالايي را در قسمت جلو تغيير مي‌دهد و آن را به سمت بيرون فشار داده و تغييراتي در لب بالايي ايجاد مي‌كند. دندان‌هاي آسياب نيز ممكن است به دليل فاصله‌هاي غيرعادي كه در دندان‌ها ايجاد مي‌شود، جابه‌جا شده و روي شكل دهان تاثير بگذارد. در موارد شديد، پزشك ناچار مي‌شود دندان‌هاي آسياب را از دهان خارج كند.

دليل اين همه تغييرات ايجاد شده بر اثر مكيدن انگشت اين است كه استخوان‌هاي آرواره (فك) كودكان زير 8 سال بسيار نرم و قابل انعطاف است. فك بالا و پايين كودكان خون زياد و مواد معدني و نيز كلسيم پاييني دارد. با مكيدن طولاني‌مدت انگشت‌ها، به راحتي استخوان اطراف دندان‌هاي جلوي بالا و پايين تغيير شكل داده و زماني كه دندان‌ها روي هم قرار مي‌گيرند، حفره‌اي در ناحيه ايجاد مي‌شود. از طرف ديگر مكيدن انگشت باعث كج شدن دندان‌ها و نامنظم قرار گرفتن آنها مي‌شود كه با بزرگ شدن كودك، از لحاظ رواني روي او تاثير زيادي مي‌گذارد. همچنين تميز نگه داشتن دندان‌ها دشوار شده و معمولا دچار پوسيدگي مي‌شوند. تمام اين تغييرات روي جويدن كودك هم تاثير مي‌گذارد و در نهايت لبخندي نازيبا برايش به همراه مي‌آورد.

از مشكلات ديگري كه مكيدن انگشت مي‌تواند ايجاد كند، مشكل در گفتار و تكلم كودك است. به طوري كه تغييرات ايجاد شده در فك و دندان‌ها گفتار فرد را تغيير داده و باعث فشرده شدن زبان در هنگام حرف زدن، نوك زباني حرف زدن يا دشواري در تلفظ برخي حروف مي‌شود. البته تمام اين مشكلات زماني رخ مي‌دهد كه كودك پس از 5 سالگي همچنان به مكيدن انگشت خود ادامه مي‌دهد.مكيدن انگشت، بزرگ و كوچك نمي‌شناسد

هر وقت حرف از مكيدن انگشت به ميان مي‌آيد، همه ما ناخودآگاه به فكر بچه‌ها مي‌افتيم غافل از اين كه مكيدن انگشت عادتي شايع در بين افراد بالغ هم به شمار مي‌رود. يك فرد بزرگسال ممكن است به دلايلي چون اضطراب يا حتي كسب آرامش دست به اين كار بزند. براي از بين بردن چنين عادتي در بزرگسالان از روش‌هاي جايگزيني، دارويي و رفتار درماني استفاده مي‌شود. در روش جايگزيني بايد روشي را جايگزين عادت ايجاد شده مكيدن انگشت كرد. در اين روش بهتر است زماني كه مجبور به مكيدن انگشت مي‌شويد، خود را به كار ديگري چون آدامس جويدن يا خوردن آب نبات مشغول كنيد.

در برخي موارد، شما به عنوان فردي بالغ ممكن است بر اثر اضطراب در زندگي به اين عادت رو كنيد كه پزشكان معمولا در اين موارد از داروهاي ضداضطراب و استرس استفاده مي‌كنند. از راهكارهاي ديگر در اين عادت، درمان رفتاري شناختي در اين افراد است كه نوعي روان درماني براي تغيير افكار و رفتارهاي اين گونه افراد به شمار مي‌رود. اين روش درماني معمولا در افرادي به كار مي‌رود كه به خودي خود موفق به ترك اين عادت نمي‌شوند.

عادت كودكتان را به موقع ترك دهيد

چنانچه كودك پيش از وارد آمدن آسيب به دندان‌هاي جلويي مكيدن انگشت را ترك كند، تمام اثرات مخرب ناشي از اين عادت طي حدود 6 ماه از بين خواهد رفت، ولي اگر اين عادت‌ها همچنان ادامه يابد، تغييرات پديد آمده دائمي شده و تا آخر عمر با كودكتان همراه خواهد بود.

هرگز كودكتان را به خاطر اين كار سرزنش نكنيد بلكه با مشاهده تداوم اين عادت حتما با پزشك براي حل اين مشكل مشورت كنيد و به دنبال راه چاره‌اي براي اين مساله باشيد. البته تا سن 4 يا 5 سالگي صبر كنيد شايد رفته رفته اين عادت از بين برود.

در گام اول به كودكتان بيشتر توجه كنيد و مواردي را كه باعث اضطراب در او شده و او را وادار به مكيدن انگشت مي‌كند، شناسايي كرده و كمكش كنيد تا راه بهتري را براي كنار آمدن با تنش ايجاد شده، پيدا كند. در صورتي كه كودكتان در اين مرحله موفق شد، او را تشويق كرده و حتي جايزه‌اي برايش تهيه كنيد. زماني كه انگشتش را به دهان مي‌برد، سعي كنيد حواسش را پرت كنيد و بهتر است او را به كاري مشغول كنيد كه هر دو دستش مشغول باشد. اين كار مجال مكيدن انگشت را از او خواهد گرفت. هميشه با جملات مثبت او را تشويق كنيد كه از كارش دست بردارد مثلا مي‌توانيد به او يادآوري كنيد كه بچه بزرگي شده‌اي و بچه‌اي به سن تو انگشتانش را نمي‌مكد ولي يادتان نرود كه او را سرزنش نكنيد. مي‌توانيد مشكلات ناشي از مكيدن انگشت را به زبان ساده و كودكانه برايش توضيح دهيد تا قانع شود كه كار درستي انجام نمي‌دهد. به انگشت‌هاي كودكتان براي يادآوري نوارهاي چسبي رنگي ببنديد تا يادش بيفتد انگشتانش را نخورد. اگر كودكتان شب‌ها عادت به مكيدن انگشتانش دارد، زماني كه خواب است، دستكش دستش كنيد ولي براي اولين قدم هرگز سراغ اين راهكار نرويد، چون اين كار بيشتر كودك را عصبي مي‌كند. چنانچه كودكتان به تازگي و به طور اتفاقي شروع به مكيدن انگشتانش كرده، به دنبال استرسي پنهان در زندگي‌اش بگرديد كه ممكن است منجر به بروز چنين عادتي در او شده باشد. از بين بردن اين استرس مي‌تواند مشكل كودك را حل كند. يكي از راه‌حل‌هايي كه به مرور تاثير به سزايي روي از بين رفتن اين عادت دارد، ماليدن ماده‌اي بدمزه و غيرسمي مانند سركه يا چيزي تلخ به انگشتان دست اوست. اگر سن كودكتان بالاتر است به او توضيح دهيد كه اين كار فقط به دليل يادآوري است تا به او گوشزد كند كه انگشتش را نخورد. سعي كنيد دفعات مكيدن انگشت را محدود كنيد و مثلا بگوييد اين كار فقط براي زمان خوابيدن است. هرگز به كودكتان دستور ندهيد بلكه به جاي انتقاد كردن از او، در زمان موفقيت تشويق‌اش كنيد. در اين كار صبور باشيد چرا كه كنار گذاشتن اين عادت مدتي زمان لازم دارد.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:31 |
سلامتي بزرگ‌ترين نعمتي است كه گاهي اوقات به علت غفلت ما انسان‌‌ها و رواج زندگي ماشيني به دست فراموشي سپرده شده است و در افراد امروزي تحت‌تاثير شيوه نادرست زندگي و رعايت نكردن برخي اصول همچون تغذيه نامناسب سلامتي به مخاطره مي‌افتد. ريفلاكس يا ترش كردن يكي از نشانه‌هاي بارز ناكارآمدي سيستم گوارشي بدن در جوامع پيشرفته امروزي است كه مي‌تواند زمينه‌ساز بسياري از بيماري‌ها و حتي سرطان‌ها باشد.

براي اطلاع بيشتر از علل بروز اين بيماري و راه‌هاي درمان آن گفت‌وگويي اختصاصي با دكتر سيدمحمود اسحاق‌حسيني، فوق‌تخصص گوارش، دانشيار دانشگاه علوم پزشكي تهران و رئيس بخش داخلي بيمارستان امير اعلم انجام داديم تا بيشتر درباره عوامل ايجاد‌كننده اين بيماري و روش‌هاي درماني آن بدانيم.

شايع‌ترين علامت ريفلاكس چيست و به طور كلي چه عواملي در ايجاد آن نقش دارند؟

ريفلاكس معده، يكي از بيماري‌هاي شايع‌ قرن حاضر است كه روز به روز بر ميزان آن افزوده مي‌شود. ترش كردن يكي از شايع‌ترين علامت‌هاي ريفلاكس است كه در جوامع بشري نزديك به 90 درصد افراد يك بار اين علامت را تجربه مي‌كنند. همچنين طبق آمارهاي جهاني نزديك به 7 درصد بيماران به صورت روزانه، ‌14 درصد هفتگي و نزديك به 28 درصد ماهانه از اين علامت رنج مي‌برند، اما آنچه باعث شده ريفلاكس در بين عموم مردم شايع شود، مساله تغيير شيوه زندگي آنهاست. متاسفانه امروزه گرايش مردم به سمت مواد غذايي پرچرب و فست‌فودها زياد و در نهايت استفاده و تناول بيش از حد مردم از اين مواد غذايي باعث چاقي و تشديد ريفلاكس معده شده است. به عنوان نمونه اين شيوه نامناسب غذايي باعث شده در حال حاضر 50 درصد نوجوانان و جوانان تهراني با افزايش وزن و چاقي مفرط مواجه شوند. مساله ديگر نيز مربوط به مصرف داروهاست؛ مصرف داروها ـ داروهاي ضدبارداري كه بيش از 3 تا 5 سال به طور دائم مصرف شود يا داروهايي همچون تئوفيلين كه اغلب براي بيماران ريوي مصرف مي‌شود ـ باعث شل شدن استنكفرمري و تشديد عمل ريفلاكس مي‌شود. همچنين استرس، زندگي شهرنشيني، عدم تحرك و ورزش مستمر از عوامل مهم در تشديد اين بيماري است كه اغلب مردم كلانشهرها و شهرهاي بزرگ با اين بيماري دست و پنجه نرم مي‌كنند.

ترش‌كردن يكي از شايع‌ترين علامت‌هاي ريفلاكس است كه نزديك 90 درصد افراد در زندگي يك بار اين علامت را
تجربه مي‌كنند

همچنين پوشش نامناسب نيز مي‌تواند در مساله ريفلاكس نقش داشته باشد به طوري كه لباس‌هاي تنگ باعث فشار آمدن به داخل شكم و تشديد اسيد معده مي‌شود.افراد مبتلا به اين عارضه با به‌كارگيري چه روش‌هايي مي‌توانند از تشديد آن جلوگيري كنند؟

اغلب اين بيماران با علامت ترشح كردن يا سوزش سر دل به پزشك متخصص مراجعه مي‌كنند كه ابتدا به ساكن بايد همه عوامل ايجادكننده اين بيماري شناسايي و قطع شوند. تحرك زياد، انجام مستمر فعاليت‌هاي بدني، كاهش استرس و وزن بدن، استفاده از غذاهاي كم‌حجم با كالري مناسب در تغيير شيوه تغذيه يعني جايگزيني غذاهاي سنتي به جاي فست‌فودها مي‌تواند در كاهش اين بيماري مفيد باشد، به طوري كه 80 درصد اين بيماران به اين روش درمان مي‌شوند، اما اگر روند اين بيماري ادامه يابد فرد بايد به پزشك معالج مراجعه و از طريق دارو مداوا شود، زيرا اگر اين پروسه بيماري تداوم يابد زمينه‌ساز سرطان‌هاي مري خواهد شد؛ البته اين نوع سرطان‌ها در مقايسه با ساير سرطان‌هاي ناحيه شمالي كشور يا كمربند جنوبي درياي خزر متفاوت است.بيماري ريفلاكس با چه روش‌ها يا داروهايي قابل درمان است؟

امروزه مصرف PPI حدود 80 تا 85 درصد علامت بيماران را كاهش مي‌دهد، اما نكته مهم، تغيير رژيم غذايي بيماران است كه بايد همزمان با مصرف دارو اعمال شود، يعني اين افراد بايد از خوردن غذاهاي ترش، ادويه‌دار، نوشابه‌هاي الكلي و غيرالكلي، قهوه، شكلات‌هاي كاكائودار به شدت خودداري كنند. همچنين نبايد بلافاصله پس از تناول غذا بخوابند. بنابراين توصيه مي‌شود بيماران يك تا يك و نيم ساعت پس از صرف غذا اقدام به خوابيدن كنند و در صورت خوابيدن پس از صرف غذا هم بايد زاويه‌اي با افق 30 درجه براي خود انتخاب كنند. متاسفانه بسياري از بيماران فقط به گذاشتن دو بالش زير سرشان اكتفا مي‌كنند كه اين امر نه‌تنها دردي از دردهاي آنان دوا نمي‌كند، بلكه احتمال ابتلاي آنان به آرتروز گردن را نيز زياد مي‌كند.عوارض جانبي كه بيماران مبتلا به ريفلاكس را مي‌توانند تهديد كنند، كدامند؟

زخم‌ها، تنگي‌‌ها و سرطان‌ها از مهم‌ترين عوارض اين بيماري هستند كه با تشخيص زودهنگام مي‌توان از بروز آنها پيشگيري كرد. بنابراين بيماراني كه احساس سختي در بلع دارند يا دچار كم‌خوني هستند و شكل آنها علي‌رغم درمان، فروكش نكرده و بدون علامت لاغر شده‌اند بايد به پزشك معالج مراجعه و آندوسكوپي شوند، زيرا يكي از عوارض اين بيماري مري‌بارتز است كه خود زمينه‌ساز سرطان مري است و هرچه زودتر بايد تشخيص و درمان شود. در بيماراني كه در آستانه سرطان مري هستند، مي‌توان با برداشتن قسمتي از مري، كمك قابل توجهي كرد. بنابراين افرادي كه نگران سلامت‌شان هستند بايد مدام به پزشك مراجعه كنند و شيوه غذايي‌شان را تغيير دهند.آيا ريفلاكس معده فقط مربوط به سنين بزرگسالي است يا در هر سني امكان ابتلا وجود دارد؟

ريفلاكس معده مربوط به گروه سني خاصي نيست و ممكن است از اولين لحظات زندگي يعني از دوران طفوليت و نوزادي در فرد ايجاد ‌شود.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:31 |
 
همه ما به نوعي از برخي چيزها مي‌ترسيم و در واقع در همه آدم‌ها به نوعي ترس از چيزي يا جايي مانند بلندي وجودارد. شايد در برخي از ترس‌ها همه انسان‌ها مشترك باشند مثل ترس از مارها، خرچنگ‌ها، عنكبوت يا موش، اما علت واقعي ترسيدن ما از اين موجودات چيست؟

شايد يكي از علل اين ترس‌هاي ناخودآگاه به طور طبيعي و مستقيم يا غيرمستقيم به عملكرد والدين ما وابسته باشد، چرا كه والدين ما هم اغلب از اين موجودات مي‌ترسيده‌اند البته خود آنها هم اين ترس را از والدينشان آموخته‌اند.

به طور كلي انسان از كودكي اكثر رفتارهايش را از طريق مشاهده رفتار والدين خود الگوسازي مي‌كند و آنها را ياد مي‌گيرد در نتيجه حتي با ديدن ترس والدين از چيزي ما هم ياد گرفته‌ايم كه بترسيم بي‌آن كه دليل خاصي بر ترس خود داشته باشيم. به نظر مي‌رسد علت برخي از اين ترس‌هاي غيرمنطقي ما هم همين است و ما را هم گاهي آزار مي‌دهد، اما نمي‌توانيم از شرشان خلاص شويم، اما نظر ديگري در اين زمينه وجود دارد كه شايد برخي از ترس‌هاي ما ريشه در اتفاقات زندگي ما داشته باشند.

مثلا ترس از فضاهاي بسته و كوچك گاهي به دليل اتفاقاتي بوده كه در اين مكان‌ها براي ما رخ داده است مثلا گاهي به دليل گير افتادن در آسانسور، فرد نه تنها از آسانسور كه از هر محيط كوچك بسته‌اي هراس پيدا مي‌كند. با اين اوصاف هنوز هم علت بسياري از ترس‌ها مشخص نيست و هنوز توضيح علمي و قانع‌كننده‌اي براي آنها پيدا نشده است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:30 |
 
با توجه به زندگي ماشيني و حجم بالاي اضطراب و استرس، بيش از بيش در معرض انواع حملات مثل حمله قلبي و شايع‌تر از آن حمله عصبي هستيم. شايد شما هم تاكنون حداقل يك بار به اين عارضه دچار شده باشيد، مثلا زمان شنيدن يك خبر ناگوار يا هنگام جر و بحث. آيا تا به حال فكر كرده‌ايد هنگام حمله عصبي چه اتفاقي در بدن بويژه در مغز مي‌افتد؟ مثلا اگر آخرين باري را كه دچار اين حالت شده‌ايد به ياد بياوريد، مي‌بينيد كه در آن حالت ابتدا دچار تنگي و سنگيني در تنفس، لرزش دست‌ها و احساس ضعف و غش شده‌ايد.

اين علائم همگي دال بر بروز حمله عصبي هستند. به گفته دانشمندان هنگام وقوع حمله عصبي، علائمي در بدن رخ مي‌دهد و نشانه‌هايي مانند تنگي قفسه سينه و سنگيني در نفس كشيدن، لرزش دست‌ها، لرزش صدا و احساس غش و ضعف در فرد رخ مي‌دهد به طوري كه در اين حالت فرد نمي‌تواند روي پاهاي خود بايستد و حالتي مانند افتادن يا وارفتن روي زمين هم پيدا مي‌كند، همه اين نشانه‌ها مبني بر بروز يك حمله عصبي است. در همين راستا دانشمندان به دنبال اين موضوع هستند كه در اين حالت يعني وقوع حمله عصبي چه اتفاقي در بدن يا در مغز مي‌افتد؟ و چه فعل و انفعالاتي در مغز رخ مي‌دهد كه منجر به وقوع چنين حمله‌اي مي‌شود؟ حملات عصبي در واقع همراه با دوره‌هايي از ترس و دلهره شديد است و به گفته افرادي كه اين حالت را تجربه كرده‌اند گاهي شدت اين حملات به حدي است كه فرد حالتي نزديك به مرگ يا شوكه شدن يا حتي جنون را تجربه مي‌كند و تجربه عده‌اي از افراد در اين حالت شبيه به تجربه حمله قلبي بوده است.

اين دوره‌هاي حمله عصبي معمولا مدت زماني بين 10 تا 30 دقيقه را دربر مي‌گيرد. به طور طبيعي زماني كه افراد دچار استرس و هيجان شده يا عصبي مي‌شوند، سيستم اعصاب سمپاتيك آنها فعال مي‌شود و در اين هنگام انرژي زيادي در بدنشان آزاد مي‌شود. در چنين شرايطي بدن در حالت تهاجم و دفاع و عكس‌العمل قرار مي‌گيرد، اما پس از آن كه منبع هيجان از بين رفت، سيستم اعصاب پاراسمپاتيك فعال شده و بدن را دوباره به حالت تعادل و آرامش برمي‌گرداند، اما هنگام حمله عصبي، سيستم اعصاب پاراسمپاتيك نمي‌تواند كار خود را به طور صحيح انجام دهد، بنابراين قادر نخواهد بود تا بدن را دوباره به حالت آرامش و ثبات برگرداند، لذا بدن در حالت عدم تعادل و هيجان و اضطراب، باقي مي‌ماند كه همين امر يعني باقي‌ماندن و پايدار‌ماندن حالت هيجان و اضطراب، منجر به وقوع حمله عصبي مي‌شود.

در همين راستا به تازگي دانشمندان با بررسي قسمت‌هاي مختلف مغز متوجه شده‌اند كه هنگام بروز حمله عصبي نواحي مختلفي از مغز فعال مي‌شوند، اين نواحي شامل، ناحيه آميگدال كه مركز بروز ترس و دلهره در مغز است و قسمت‌هايي از مغز مياني كه كنترل يك سري از فعاليت‌ها مانند تجربه درد و ناراحتي را بر عهده دارد مي‌شوند. هنگام حمله عصبي اين قسمت‌ها در مغز فعال مي‌شوند. دانشمندان در اين مطالعه با عكس‌هاي MRI از مغز توانستند به شناسايي اين قسمت‌ها در مغز‌ بپردازند. آنها دريافتند هنگام حمله عصبي فعاليت‌هايي در بخش خاكستري مغز يعني ناحيه‌اي كه مسوول برانگيختن بدن و دادن پاسخ‌هاي دفاعي مانند يخ كردن يا دويدن است، رخ مي‌دهد. به گفته اين دانشمندان زماني كه مكانيزم‌هاي دفاعي بدن ما دچار اختلال شده و خوب عمل نكنند، هيجان بيش از حد با تشديد اضطراب، استرس و عصبانيت ما را تهديد مي‌كند و در نهايت طول كشيدن اين حالت در بدن منجر به بروز حمله عصبي مي‌شود، مداومت در حملات عصبي خود خطرناك است و گاهي منجر به حمله قلبي و سكته مي‌شود. دانشمندان اميدوارند با مطالعات بيشتر بتوانند با درك اختلالات هيجاني و عصبي، راه‌هاي كنترل آنها را نيز بيابند و بتوانند از بروز چنين مشكلاتي جلوگيري كنند و در نهايت راه‌هايي جهت درمان افراد مبتلا به اين مشكل بيابند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:30 |
به قرن سیزدهم میلادی می‌رویم، هر چند تا پیش از آن نیز گفتمان‌های فلسفی زیادی درخصوص چگونگی برخورداری از طول عمر زیاد مطرح بوده است، اما بتدریج این گفتمان‌ها رنگ و بوی منطق و علمی‌ نیز به خود می‌گیرد.

فیلسوف معروف انگلیسی آن دوران یعنی راجر بیكون این گونه می‌نویسد كه فرآیند پیری به واسطه از دست رفتن روح حیاتی یا عبارتی كه از آن به رطوبت درونی (innate moisture) یاد می‌شود روی می‌دهد. 

وی برای دستیابی به طول عمر بیشتر پیشنهاداتی مطرح كرده بود كه از آن جمله می‌توان به توصیه وی به مردان در تشكیل زندگی زناشویی و جلب نظر همسرانشان اشاره كرد. بدون شك آنچه این فیلسوف در قالب نظریاتی مطابق مقتضیات آن دوران مطرح كرده، امروز جنبه علمی‌ پیدا كرده است. تحقیقات نشان می‌دهد زندگی در بستر آرام و به دور از تنش و در عین حال مملو از محبت می‌تواند به افراد در داشتن طول عمر بیشتر كمك كند.

در افسانه‌های یونان به تلاش برای رسیدن به عمر جاودانه اشاره‌های جالب توجهی شده است. در بخشی از این افسانه‌ها می‌خوانیم كه الهه Eos از زئوس می‌خواهد كه شرایطی فراهم كند تا معشوقه‌اش یعنی تیتونوس تا ابد از محبت كردن لذت ببرد.

در حقیقت نگاهی به افسانه‌هایی از این دست حكایت از آن دارد كه بشر فراتر از آنچه امروز و قرن‌ها پیش تصور می‌شده به دنبال رسیدن به مرحله‌ای بوده است كه در آن زندگی برای مدت‌های بسیار طولانی یك رویه عادی باشد.

جاناتان سویفت، خالق معروف رمان سفرهای گالیور است. او كه در نیمه اول قرن 18 زندگی می‌كرد در داستان‌هایش از انسان‌های عادی، اما دارای طول عمر بی‌پایان نوشته است. این انسان‌ها گرچه نمی‌میرند، اما با گذشت زمان بتدریج پیر می‌شوند. انسان‌هایی كه سویفت در داستان‌های علمی- تخیلی‌اش تصویرسازی كرده دارای نقاط قرمز رنگی روی پیشانی هستند كه این خود مشخصه‌ای عجیب برای این دسته از انسان‌ها به شمار می‌آید. گالیور از آشنا شدن با این دسته از انسان‌ها هیجان‌انگیز شده تا این كه متوجه می‌شود با گذشت زمان موها و دندان‌هایشان از بین رفته و بتدریج توانایی صحبت كردن را نیز از دست می‌دهند. آنچه سویفت در داستان‌های گالیور درخصوص اين انسان‌ها مطرح كرده است، یكی از بارزترین تلاش‌های بشر در دوران معاصر برای به تصویر كشیدن تمایل واقعی انسان به داشتن طول عمر زیاد در قالب داستان‌های علمی ‌- تخیلی است.

خوان دلون نخستین حاكم پرتوریكو و كسی است كه برای نخستین بار سرزمینی را كشف كرد كه امروزه به آن فلوریدا می‌گویند. این كاشف اسپانیایی داروهای زیادی را مصرف می‌كرد كه به سفارش وی و توسط داروسازان شناخته شده آن زمان اروپا تولید می‌شدند. این نگرش یعنی استفاده از دارو برای جوان ماندن سرآغازی جدی در فرآیند نگاه علمی ‌بشر به دستیابی به راز طول عمر بیشتر محسوب می‌شود.

 وی سال 1747 چشم به جهان گشود و پس از 57 سال زندگی چشم از جهان فرو بست. او هرگز به آرزویش دست نیافت.

رابرت اتینگر معلم فیزیك در آمریكا نگرش بی‌سابقه‌ای را درخصوص برخورداری از طول عمر طولانی مطرح كرد كه حتی هم‌اكنون نیز با گذشت چندین دهه مورد بحث و بررسی قرار دارد. وی كه دسامبر 1918 در آمریكا چشم به جهان گشود و چندی پیش یعنی 23 جولای 2011 از دنیا رفت به عنوان پدر علم كرایانیكس (منجمدسازی بدن انسان و احیای آن در آینده) شناخته می‌شود. او سال 1962 با انتشار كتاب جنجال‌برانگیزی موسوم به «نمود جاودانگی» به یك چهره شاخص در دنیای علوم مطرح ‌شد.

وي همواره عقیده داشت كه می‌توان انسان را به یك ابر موجود تبدیل كرد. اراده وی در انجام تحقیقاتش تا آن حد بود كه انستیتویی موسوم به Cryonics Institute را نیز راه‌اندازی كرد و تا سال 2003 نیز ریاست آن را به عهده داشت. بدن وی همچون بدن همسر و مادرش پس از مرگ منجمد شده تا در آینده‌ای كه مشخص نیست چه زمانی خواهد بود، دوباره احیا شود.

سال 1996 ویلیام رگلسون مقاله‌ای موسوم به «معجزه ملاتونین» منتشر كرد كه در آن به راهكارهایی برای دستیابی به طول عمر بیشتر پرداخته شده بود.

این مقاله تا آن حد از جذابیت برخوردار بود كه نشریه معروف نیوزویك روی جلد یكی از شماره‌های خود را تماما به این مقاله اختصاص داد. در این مقاله اشاراتی به مفاهیمی ‌همچون عمر معكوس و مقابله با بیماری‌ها به عنوان راه حلی جدی در مبارزه با فرآیند پیری یاد شده بود.

 

نگاهی به تمامی‌ این تلاش‌ها گویای یك نكته روشن است و آن این كه طی قرون گذشته نگاه بشر به مقوله برخورداری از طول عمر ماورای تصورات فعلی عمدتا به داستان‌های علمی‌ - تخیلی و بتازگي یك‌سری نظریه‌های بحث‌برانگیز ختم شده است. از این رو این پرسش اساسی مطرح می‌شود كه آیا اصولا امكان دستیابی به طول عمر فراتر از 150 یا 200 سال وجود دارد. انسان‌هایی كه در عصر حاضر طول عمر شاخصی دارند بندرت به 115 یا 120 می‌رسند حال آن كه بشر در نظر دارد تا برخورداری از طول عمر 150 ساله را به یك رویه عادی در آینده تبدیل كند. این همان نگرشی است كه بیل اندروز دنبال می‌كند و به نظر می‌رسد برای رسیدن به آن نیز مصمم‌تر از 2 دهه قبل یعنی زمانی كه تلاش‌هایش در این زمینه را آغاز كرد، شده است. او معتقد است برای دستیابی به طول عمر دراز باید از محدودیت‌های هیجان‌انگیز مربوط به داستان‌های علمی ‌- تخیلی عبور كرد و به مرز واقعیت رسید.

ری كورزویل از محققان آینده نگر و از مخترعان شناخته شده عصر حاضر، نظریه حیرت‌انگیزی را مطرح كرده كه تنها در چند سال اخیر موجی از نظرات را به همراه داشته است. او در یك‌سری مقالات به این نكته پرداخته است كه در آینده‌ای كه البته هنوز مشخص نیست چه زمانی خواهد بود، این امكان فراهم خواهد شد كه مغز انسان روی یك رایانه بارگذاری شود. در این فرآیند جاودانگی عملیاتی (functional) ایجاد می‌شود، هر چند بدن انسان قادر به لذت بردن از چنین شرایط جدیدی نخواهد بود.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:29 |
در دنیا دانشمندانی نظیر بیل اندروز كه با كارهای خاص خود سر و صدای زیادی به پا می‌كنند چندان زیاد نیستند. او كسی است كه نزدیك به 2 دهه از عمر خود را صرفا روی یك هدف گذاشته است؛ كشف مكانیسم مولكولی پیری. او می‌گوید: خود را مأمور كرده‌ام تا عمر انسان را به 150 سال برسانم. این یك هدف جالب توجه و البته هیجان‌انگیز است و به همین دلیل است كه اندروز تقریبا تمام عمر تحقیقاتی خود را صرف آن كرده است. اما آیا او موفق خواهد شد؟ آیا او می‌تواند انسان را در مسیری قرار دهد كه نزدیك به 150 سال عمر كند؟

بیل اندروز 59 ساله انسان با اراده‌ای است. در آمریكا او را به عنوان یكی از دوندگان دوهای استقامتی می‌دانند كه البته هیچ‌گاه به عنوان یك ورزشكار حرفه‌ای در این زمینه ندرخشیده است، با این حال می‌گوید كه می‌تواند 160 كیلومتر بدود و پس از رسیدن به نیمی ‌از مسیر دور زده و همچنان به حركت خود ادامه دهد و برای دوستانش كه همچنان در حال نزدیك شدن به نیمه مسیر هستند دست تكان دهد. اما اینها چه ارتباطی با تلاش وی برای كشف مكانیسم مولكولی نهفته در فرآیند پیری دارد؟ اندروز سال‌هاست كه می‌دود. او در برخی موارد ده‌ها كیلومتر می‌دود بدون آن كه چندان هم خسته به نظر برسد. همین مسأله موجب شده تا پزشك وی به او بگوید كه دویدن زیاد آن هم به این گونه می‌تواند برایش خطراتی داشته باشد. همین جمله كوتاه از سال‌ها پیش برای وی كافی بوده است تا همراه گروهی از محققان كه البته دوستان نزدیكش نیز به شمار می‌آیند به دنبال راهی برای دوری از پیری و به تأخیر انداختن مرگ ناشی از آن باشد. بیل اندروز سال‌ها از وقت خود را صرف پیدا كردن راهی جهت درمان پیری كرده است. تلاش خیره‌كننده او موجب شده تا برخی تصور كنند او دچار نوعی توهم خود بزرگی شده اما حقیقت چیز دیگری است. او برای تلاش‌های مشابه، سابقه علمی ‌درخشانی پیدا كرده است و می‌گوید با استناد به تلاش‌هایی كه در گذشته انجام شده او نیز به دنبال تداوم این راه است. در مقابل او چهره‌های شاخصی نظیر آبری دی گری، نظریه‌پرداز مشهور در زمینه طول عمر یا همان دیرپایی در دانشگاه كمبریج نیز وجود دارد كه بر مرز میان علم و تخیلات علمی ‌تأكید مي كند. او گرچه از دوستان نزدیك اندروز به شمار می‌آید، اما اندروز بر سر حرف خود ایستاده و معتقد است كه به عنوان یك زیست‌شناس برجسته مولكولی می‌تواند راز مكانیسم نهفته در پیری را كشف كرده و به دنبال آن راهی برای طول عمر بیشتر انسان‌ها ارائه كند.

اندروز در دهه 90 میلادی و به عنوان مدیر بخش زیست‌شناسی مولكولی شركتی تحقیقاتی موسوم به Geron سرپرستی تیمی ‌از محققان را به عهده داشت كه با همكاری آزمایشگاهی در دانشگاه كلورادو و در رقابتی تنگاتنگ با گروهی از محققان دانشگاه MIT به دنبال تشخیص ژن تلومراز انسانی و نحوه عملكرد آن بودند. اهمیت این ژن به این دلیل است كه دانشمندان آن را نقطه عطفی در تحقیقات مربوط به كشف مكانیسم نهفته در فرآیند پیری می‌دانند. تلومراز آنزیمی ‌است كه پایانه‌های كروموزوم‌های سلولی انسان‌ها یا همان تلومرازها را در خود نگه می‌دارد. تلومرازها با هر بار تقسیم شدن سلول كوتاه‌تر می‌شود و زمانی كه خیلی كوتاه شوند، سلول دیگر قادر به تكثیر و ساخت نسخه تازه‌ای از خود نخواهد بود. زمانی كه سن افراد بالا می‌رود، این ساختار و سیستم‌های اندامی ‌كه حیات و فعالیتشان وابسته به تكثیر سلول‌هاست متزلزل می‌شوند. در این فرآیند پوست دچار افتادگی و چین و چروك‌های تدریجی می‌شود و از سوی دیگر رشد و فعالیت اندام‌های درونی نیز با كندی همراه می‌شود. گذشته از آن واكنش سیستم ایمنی بدن به عوامل بیماریزا ضعیف‌تر از هر زمان دیگری شده، به طوری كه ممكن است هر بار سرماخوردگی در دوران پیری آخرین سرماخوردگی باشد كه فرد سالمند آن را تجربه می‌كند! اما اكنون این پرسش مطرح می‌شود كه چه می‌شود اگر بتوان كاری كرد تا بدن انسان‌ها در زمان پیری نیز قابلیت تولید تلومرازهای بیشتری داشته باشد؟ در ادامه به جواب این پرسش خواهیم رسید، چون این همان چیزی است كه بیل اندروز به دنبال تحقق آن است.طول عمر با دارو امكان‌پذير نيست

در گذشته‌های نه‌چندان دور محققانی بوده‌اند كه پیشنهاد استفاده از نوعی داروهای بخصوص برای تحریك بیشتر بدن و تولید تلومرازها را مطرح كرده‌اند، اما اندروز كه از جمله افرادی است كه به سلامت خود اهمیت زیادی می‌دهد نگاه توام با نگرانی به این پیشنهاد دارد. او از این می‌ترسد كه استفاده از درمان‌های دارویی مكانیسم‌های مختلف درون بدنش را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل او توجهی به این پیشنهاد ندارد، در مقابل او به دنبال راه‌حلی است كه در آن مكانیسم كوتاه شدن تلومرازها قطع شود. این خود به معنای عبور از مرزهای 120 و 130 سالگی و رسیدن به 150 سالگی است. البته او به این نكته مهم نیز اشاره می‌كند كه عدم استعمال سیگار و چاق نشدن می‌تواند از ابزارهایی مهم برای رسیدن به چنین سنی باشد.

تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد هرچه سن بالاتر می‌رود میتوكندری‌ها حجم بیشتری از رادیكال‌های آزاد را رها می‌كنند. به این ترتیب تمام بدن در مسیر مرگ ناشی از پیری قرار می‌گیرد

به نظر می‌رسد اندروز برای رسیدن به چنین هدفی بسیار مصمم است، اما احتمالا او چنین روزی را نخواهد دید. بحران مالی كه سال 2008 سراسر جهان را به حالت نیمه فلج درآورد موجب شد تا 2 سرمایه‌گذار اصلی در پروژه از ادامه حمایت‌هایشان منصرف شوند. یكی از این سرمایه‌گذاران بنیانگذار شركت تحقیقاتی ـ دارویی Isagenix در آریزوناست كه بتازگی داروی ضدپیری را روانه بازار كرده، البته این دارو با آنچه اندروز به دنبال آن است تفاوت‌های زیادی دارد.

البته اندروز تنها دانشمند شاخصی نیست كه بخش قابل توجهی از عمرش را صرف این نوع تحقیقات كرده است. به دهه 50 میلادی برمی‌گردیم؛ زمانی كه زیست‌شناسان آن دوران به نگرش جدیدی دست یافتند كه در آن پیری به عنوان یك بیماری در نظر گرفته می‌شد. بر اساس نظرات آنها زمانی كه رادیكال‌های آزاد الكترون‌ها را از محیط اطرافشان پاكسازی می‌كنند، نوعی واكنش‌های ناخوشایند را موجب می‌شوند. بر این اساس مولكول‌های كلسترول اكسیده شده و نوعی فعل و انفعالات شیمیایی را با دیواره شاهرگ‌ها آغاز می‌كنند. این فعل و انفعالات به شكل‌گیری پلاك‌ها و در نتیجه گرفتگی رگ‌ها منجر می‌شود، اما این تنها یك مثال ساده از تبعات این فرآیند است. رشته‌های حیاتی DNA موجود در هسته سلول نیز دچار جهش‌هایی می‌شود كه این خود زمینه لازم برای رشد توده‌های سرطانی را فراهم می‌كند. با گذشت سال‌ها اصلاحاتی در این نگرش ایجاد شد كه در نتیجه آنها بر نقش میتوكندری بر تشدید فرآیند پیری تأكید بیشتری می‌شد. میتوكندری‌ها اندامك‌های مخصوصی در درون سلول‌ها هستند كه گلوكز را به انرژی مورد نیاز بدن تبدیل می‌كنند. تحقیقات نشان می‌دهد هرچه سن بالاتر می‌رود میتوكندری‌ها حجم بیشتری از رادیكال‌های آزاد را رها می‌كنند كه این خود مانعی جدی در برابر فرآیند تولید انرژی در سلول‌ها و درنهایت تخریب كل سلول محسوب می‌شود. به این ترتیب تمام بدن در مسیر سراشیبی و مرگ ناشی از پیری قرار می‌گیرد.

در دنیای زیست‌شناسان سلولی مكانیسم‌هایی از این دست تاكنون به عنوان قابل قبول‌ترین پاسخ‌ها به پرسش «بدن چگونه پیر می‌شود؟» بوده است، اما آیا باید به همین مرزها اكتفا كرد؟ در دانشی كه از آن به علم تلومر(telomere) یاد می‌شود پاسخ منفی است.

در این دانش جدید احتمالاتی مطرح می‌شود كه بر اساس آنها می‌توان به اعماق ناشناخته فرآیند پیچیده پیری مولكولی نفوذ و آن را متوقف یا حداقل كند كرد. این عرصه هیجان‌انگیز در سال 1984 انرژی قابل‌توجهی دریافت كرد و آن زمانی بود كه الیزابت بلكبرن، زیست‌شیمی‌شناس دانشگاه كالیفرنیا همراه همكارش كارول گریدر در بركلی موفق به كشف آنزیم تلومراز شد. این كشف تا آن حد از اهمیت برخوردار بود كه در آن سال جایزه نوبل را نصیب او و همكارش كرد. از آن زمان به بعد دانش بشر درباره تلومراز و نقش آن در فرآیند پیری پیشرفت قابل توجهی كرده است.

مترجم: محمدرضا مصلحي

منبع: PopularScience

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:28 |
وقتي قلب به هر علتي نتواند وظيفه خونرساني به اعضا و اندام‌ها را بخوبي انجام دهد، قلب مصنوعي يا به عبارتي يك پمپ مكانيكي كه به صورت ايمپلنت داخل بدن فرد بيمار قرار مي‌گيرد، مي‌تواند اختلال ايجاد شده در عملكرد طبيعي قلب را برطرف كند، اما محدوديت بسيار بزرگي وجود دارد كه مي‌تواند پيامدهاي نامطلوبي را به همراه داشته باشد. اين محدوديت تامين انرژي مورد نياز اين پمپ مكانيكي است. منبع تامين‌كننده انرژي بايد در خارج از بدن قرار گرفته و از طريق سيمي كه از ديواره بطن قلب عبور مي‌كند، به پمپ مكانيكي متصل شود كه مي‌تواند عامل بالقوه‌اي براي ايجاد عفونت باشد.

محققان موفق به طراحي و ساخت نخستين نمونه آزمايشي از يك قلب مصنوعي مجهز به فناوري بي‌سيم شده‌اند كه نيازي به اتصال به منبع تامين انرژي ندارد. برخلاف ايمپلنت‌هاي مشابهي كه انرژي مورد نياز آنها به صورت بي‌سيم تامين مي‌شود، اين نوع ايمپلنت‌ جديد كه مي‌تواند وظيفه قلب را بخوبي برعهده گيرد، مي‌تواند انرژي مورد نياز خود را از فواصل مختلف از چند سانتي‌متر تا يك متر يا حتي بيشتر به روش بي‌سيم تامين كند. اين پمپ مكانيكي مجهز به فناوري بي‌سيم توسط گروهي از محققان علوم كامپيوتر و مهندسي الكترونيك دانشگاه واشنگتن طراحي و ساخته شده است. بسياري از ايمپلنت‌هاي قلبي نظير سيستم‌هاي ضربان‌ساز و سيستم‌هاي الكتريكي موسوم به دفيبريليتور كه از انقباض عضلات قلب جلوگيري مي‌كنند، مي‌توانند انرژي مورد نياز خود را از طريق باتري‌هاي داخلي تامين كنند اما پمپ‌هاي مكانيكي قلب يا قلب مصنوعي به انرژي بيشتري نياز دارند و باتري‌هاي داخلي قادر به تامين انرژي مورد نياز آنها نخواهند بود. در نوعي قلب مصنوعي موسوم به Abiocon نيز انرژي مورد نياز قلب به كمك فناوري بي‌سيم تامين مي‌شود با اين تفاوت كه انتقال‌دهنده نيرو كه در تماس با سطح پوست است، بايد همتراز با گيرنده انرژي در داخل بدن باشد و در غير اين صورت موجب از بين رفتن بخش قابل توجهي از انرژي خواهد شد.

اما در اين روش، انرژي از طريق يك ميدان مغناطيسي ارسال مي‌شود و گيرنده انرژي مي‌تواند خود را به گونه‌اي تنظيم كند كه بتواند مانع از افت جريان انتقالي شود و از افزايش دما تا حد امكان خودداري كند.

علاوه بر اين، اين نوع پمپ‌هاي مكانيكي مجهز به يك باتري داخلي هستند كه مي‌تواند براي مدت زمان نيم ساعت در شرايط اضطراري نيروي مورد نياز براي قلب مصنوعي فرد بيمار را تامين كند.

استفاده از اين فناوري در ديگر ابزارهاي پزشكي كه به عنوان نوعي ايمپلنت در داخل بدن فرد قرار مي‌گيرند نيز مي‌تواند نقش بسيار مهمي در سهولت شرايط زندگي اين گروه از بيماران داشته باشد.

سهيل اميري

منبع: technology review

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:27 |
 
وقتي صحبت از باكتري به ميان مي‌آيد خود به خود ذهن ما به سمت بيماري‌هاي عفوني منحرف مي‌شود ولي در بدن تك‌تك ما تعداد زيادي باكتري مفيد وجود دارد. بنابراين وقتي آنتي‌بيوتيك‌ مصرف مي‌كنيد علاوه بر باكتري‌هاي مضر، باعث نابودي تعداد زيادي از باكتري‌هاي مفيد نيز مي‌شويد. در واقع بدن رابطه عميق و حياتي با باكتري‌هاي مفيد دارد كه وجود آنها بر تقويت سيستم ايمني نيز موثر است.

 علاوه بر آن برخي از بيماري‌ها در نتيجه به هم خوردن رابطه طبيعي بين بدن ميزبان و باكتري‌هاي مفيد بروز مي‌كنند. در حقيقت، افزايش شيوع بيماري‌هايي چون ديابت و چاقي نشان مي‌دهد اكوسيستم دروني بدن ما از سوي شيوه زندگي مدرن امروزي در حال تهديد شدن است. به نظر مي‌رسد علاوه بر محيط خارج بايد كم‌كم نگران محيط داخلي بدن خود نيز باشيم.

بدن يك انسان با جثه معمولي محل تجمع حدودا 100 تريليون ميكروب است كه بيشتر آنها را باكتري‌ها تشكيل مي‌دهند و بقيه به ويروس‌ها، قارچ‌ها و پروتوزوا اختصاص دارد. در واقع به ازاي هر سلول از بدن 10 ميكروب در بدن ما زندگي مي‌كند و اين نشان مي‌دهد كه تعداد ميكروب‌ها از تعداد سلول‌هاي بدن شما هم بيشتر است!تخميني از باكتري‌هاي مفيد

ميكروب‌ها در تمام نقاط بدن وجود دارند. مثلا روده، دهان، پوست و غشاهاي مخاطي. در حقيقت فقط وقتي در شكم مادرتان زندگي مي‌كرديد از دست ميكروب‌ها در امان بوديد و از همان ابتداي تولد، باكتري‌ها شروع به وارد شدن به بدن شما كرده‌اند. تعداد تنوع باكتري‌ها در روده از ساير نقاط بدن بيشتر است و در اين ميان نحوه تغذيه كودك روي باكتري‌هايي كه در روده ساكن مي‌شوند موثر است.

بدون شك اگر اين باكتري‌هاي مفيد نبودند بدن ما با مشكلات جدي روبه‌رو مي‌شد. چراكه به عنوان مثال باكتري‌هاي روده‌اي در تكامل سيستم ايمني موثرند. ميكروب‌ها حتي در شكل‌گيري روده نيز نقش دارند. در موش‌هاي آزمايشگاهي كه ميكروب روده‌اي ندارند، چين‌هاي روده‌اي براي بالا بردن سطح جذبي روده تشكيل نمي‌شوند. اين يافته‌ها گواه بر اين مساله هستند كه ميكروب‌ها با كمك هم به شكل‌گيري عملكرد اعضاي بدن كمك مي‌كنند، اما مشاهده دقيق رفتارهاي ميكروب‌هاي روده‌اي چندان ساده نيست چراكه بسياري از آنها در محيط آزمايشگاهي قابل كشت نيستند. امروزه دانشمندان در تلاشند تا با استفاده از تكنولوژي جديد استخراج ماده ژنتيكي نمونه‌ها، مطالعات خود بر باكتري‌هاي روده‌‌اي را دنبال كنند. با استفاده از اين تكنيك‌هاي جديد دانشمندان دريافته‌اند كه روده بزرگ انسان‌ها به طور عمده حاوي دو نوع باكتري و تعداد اندكي قارچ و پروتوزو است.

به نظر شما نقش اين ميكروب‌ها در بدن چيست؟ بدن انسان به تنهايي قادر به ساختن ويتامين B كافي و ويتامين K نيست و از طريق همين باكتري‌ها نياز خود به اين 2 گروه ويتامين را مرتفع مي‌كند،‌ ولي بايد بدانيد كه ميكروب‌ها فوايد ديگري نيز دارند. به عنوان مثال، داراي ژن‌هايي هستند كه آنها را قادر مي‌سازد كربوهيدرات‌هاي پيچيده را به ملكول‌هاي ساده‌تري به نام اسيدهاي چرب با زنجيره كوتاه تبديل كنند. اين اسيدهاي چرب بين 5 تا 15 درصد از نياز ما به انرژي را تشكيل مي‌دهند. همچنين اين باكتري‌ها مي‌توانند سلولز گياهي و قندهاي پيچيده مانند پكتين كه در ميوه‌ها و سبزيجات يافت مي‌شود را بشكنند، در حالي كه در نبود اين باكتري‌ها بدن توانايي شكستن اين مواد را ندارد.

اخيرا معلوم شده است كه برخي باكتري‌هاي روده‌اي در متابوليزه كردن داروهايي مانند استامينوفن و مواد سمي هم نقش دارند. بنابراين شايد در آينده لازم شود داروسازان علاوه بر ژن‌هاي انساني، ژن‌هاي باكتري‌ها را نيز در ساختن داروها مدنظر قرار دهند.

برخي از بيماري‌ها مانند كوليت اولسرو و كرون باعث كاهش تنوع باكتري‌هاي روده مي‌شوند. افراد مبتلا به اين بيماري‌ها نسبت به افراد سالم 25 درصد تنوع ژني كمتري در باكتري‌هاي روده دارند.دشمنان باكتري

يكي از نكات جالب در مورد باكتري‌هاي روده‌اي اين است كه به نظر مي‌رسد اين باكتري‌ها با چاقي نيز در ارتباط باشند. در‌ آزمايشي كه روي موش‌هاي آزمايشگاهي انجام شد،‌ باكتري‌هاي روده موش‌هاي چاق و لاغر به موش‌هايي كه عاري از باكتري روده بودند انتقال داده شد و پس از مدتي مشخص شد موش‌هايي كه باكتري‌هاي موش‌هاي چاق را دريافت كرده بودند با افزايش وزن مواجه شده‌اند. آزمايش‌هاي بعدي نشان دادند باكتري‌هاي افراد چاق توانايي بيشتري براي آزادسازي انرژي غذاها دارند.

در اين ميان يكي از مسائلي كه دانشمندان را نگران كرده است،‌ تمايل افراد به استفاده از آنتي‌بيوتيك‌هاست كه موجب آسيب‌ديدگي و مرگ باكتري‌هاي روده مي‌شود. پس از مصرف هر دوره آنتي‌بيوتيك، تغييرات شديدي در باكتري‌هاي روده اتفاق مي‌افتد و يك هفته زمان لازم است تا باكتري‌ها شروع به بازسازي توان از دست رفته خود كنند. دانشمندان بر اين باورند اختلافات مداومي كه در تعادل بيولوژيك ميكروب‌هاي روده رخ مي‌دهد مي‌تواند باعث تغيير دائمي اكوسيستم ميكروب‌هاي روده شود و اين تغييرات به همين ترتيب به نسل‌هاي بعدي به ارث برسد. در حال حاضر كشف ارتباط پيچيده بين ميكروب‌ها و بدن انسان محور اصلي پژوهش‌هاي بيولوژيك را تشكيل مي‌دهد.روش‌هاي تشخيصي ارزان

مطالعات جديد نشان داده است كه تنوع ژني باكتري‌هاي مدفوع هر فرد به سن، جنس، شاخص توده بدن (BMI)‌ و مليت بستگي دارد. به عنوان مثال افزايش سن با افزايش ژن‌هاي آنزيمي لازم براي شكستن نشاسته در رژيم غذايي همراه است. همچنين به نظر مي‌رسد مردان نسبت به زنان راه‌هاي بيوشيميايي بيشتري براي توليد اسيد آمينه اسپارتات دارند.

ميكروب‌هاي انفرادي كه از شاخص‌ توده بدني بالاتري برخوردارند از نظر ژن‌هاي موثر در آزادسازي انرژي غذاها غني‌ترند و در نهايت افراد با مليت‌هاي مختلف برخي از ژن‌هاي مخصوص به خود را دارند. مطالعات بيشتر مي‌تواند منجر به كشف رابطه بين برخي ژن‌هاي باكتري و بيماري‌هاي شايعي همچون سرطان روده بزرگ، چاقي، سندرم متابوليك، ديابت و بيماري‌هاي قلبي ‌‌ـ عروقي شود. اگر چنين اتفاقي رخ دهد، آزمايش‌هاي مدفوع مي‌تواند به عنوان يك روش تشخيصي زودهنگام براي بيماري‌هايي كه تشخيص زودهنگام براي درمان قطعي‌تر لازم است به كار رود. در عين حال نمونه‌هاي مدفوع را مي‌توان در مدت زمان خاصي زير نظر گرفت تا پيشرفت بيماري را تحت كنترل درآورد. به طور كلي از آنجا كه آزمايش مدفوع يك روش تشخيصي ارزان به شمار مي‌رود، اگر بدانيم بايد دنبال چه چيزي در آن بگرديم مي‌توانيم به تشخيص زودهنگام بيماري‌ها كمك بزرگي بكنيم.

دكتر امير شيرواني

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:26 |
دنياي انسان‌ها پيچيدگي‌هاي عجيبي دارد، اما اين پيچيدگي در دنياي نوزادان فراتر از تصورات ماست. اين همان چيزي است كه در مطالعات دانشمندان ديده مي‌شود. به عنوان مثال بايد پذيرفت نوزادان برخلاف تصور بسياري از افراد از حس شنوايي قابل توجهي برخوردارند و حتي گفته مي‌شود زماني كه نوزادان به خواب مي‌روند، باز هم مي‌شنوند. اين دستاوردهاي جالب توجه صرفا به خاطر پيشرفت‌هاي خيره‌كننده‌اي است كه در فناوري‌هاي تشخيصي علم پزشكي روي داده است.

به عنوان مثال با استفاده از ابزاري موسوم به ام‌آرآي مشخص شده است مغز نوزادان در حين خواب به محرك‌هاي صوتي محيط اطراف واكنش نشان مي‌دهد. اين تنها گوشه‌اي از ناشناخته‌هايي است كه درخصوص نوزادان مطرح مي‌شود. نوزادان در محيط‌هايي كه اتفاقات شاد و خوشحال‌كننده يا ناراحت‌كننده روي مي‌دهد واكنش‌هاي متفاوتي از خود بروز مي‌دهند. تمامي اين واكنش‌ها نشان مي‌‌دهند نوزادان بسيار فراتر از تصورات ما با دنياي اطراف خود ارتباط برقرار مي‌كنند و نسبت به آنچه اطرافشان روي مي‌دهد، حساس هستند. به عقيده كارشناسان گريه نوزادان مي‌تواند علل مختلفي داشته باشد و والدين آنها نبايد نسبت به اين نوع واكنش‌ها بي‌تفاوت باشند. بدون شك اين‌كه مغز نوزاد حتي در حين خواب نيز به تجزيه و تحليل اصوات مي‌پردازد، نشانگر آن است كه قدرت پردازش در مغز نوزادان در سطح چشمگيري قرار دارد. آنها مي‌توانند در خواب نيز بشنوند. پس نبايد قابليت‌هاي دروني نوزادان را دست‌كم گرفت.

اين‌كه مشخص شده نوزادان از چنين قابليتي برخوردارند بايد به عنوان يك آغاز هيجان‌انگيز در نظر گرفته شود. اين دستاورد مي‌تواند سرآغازي براي يك سري اكتشافات جديد در دنياي پر رمز و راز نوزادان باشد. نوزادان در تشخيص احساسات والدين نيز توانمندي‌هاي خيره‌كننده‌اي دارند. به عنوان مثال اگر والدين به هر دليل ناراحت و محزون شوند نوزاد آنها نيز در شرايط رواني نامساعدي قرار مي‌گيرد. اين چيزي است كه در آزمايشات متعددي مشخص شده است. بررسي دقيق اين واكنش‌ها گرچه پيشرفت‌هاي قابل توجهي داشته است، اما هنوز در مراحل بسيار ابتدايي قرار دارد. زير نظر داشتن زندگي نوزادان را مي‌توان به عنوان دروازه ورود به اين عرصه هيجان‌انگيز عنوان كرد.

محمدرضا مصلحي

منبع: شوراي نويسندگان نشريه New scientice

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:25 |
به گفته هارالد هس، استاد فيزيك دانشگاه ادينبورگ، وي توانسته نوعي فناوري ابداع كند كه قابليت انتشار اطلاعات را از رابط مشابه لامپ‌هاي عادي دارد.

وي در بيانيه‌اي اظهار كرد كه مي‌توان از طريق اين فناوري، با روشن كردن لامپ خانه به سادگي از خدمات اينترنتي استفاده كرد.

ساير قابليت هاي اين دستگاه كه به «لاي-فاي» (Li-fi) موسوم است شامل ارسال اطلاعات بي‌سيم از فضاي سفيد در طيفهاي تلويزيوني شما يا علائم غيرقابل استفاده ماهواره‌اي است.

به گفته هس، امواج راديويي كه در حال حاضر براي انتقال داده‌ها استفاده مي‌شوند كارايي لازم را ندارند.

با تلفن‌هاي همراه، حدود 1.4 ميليون ايستگاه پايه براي تقويت علائم وجود دارد اما بيشتر انرژي براي سرد كردن آن مورد استفاده قرار گرفته كه باعث ناكارآمد شدن آن شده است.

در مقايسه، ‌اكنون تعداد 40 ميليارد لامپ در سراسر جهان مورد استفاده بوده كه بسيار كارآمدتر هستند.

اين استاد فيزيك مدعي شده كه با جايگزين كردن مدل هاي قديمي تابان با حباب هاي ال‌اي‌دي، مي‌تواند تمام آنها را به فرستنده‌هاي اينترنتي تبديل كند.

اين ابداع كه «دي‌لايت» (D-Light) نام دارد مي‌تواند اطلاعات را با تغيير فركانس نور محيطي در اتاق، سريعتر از 10 مگابايت در ثانيه كه سرعت معمول اتصال باند پهن است، بفرستد.

اين ابداع از كاربرد‌هاي جديدي در بيمارستان‌ها، فرودگاه‌ها، ارتش و حتي در زير آب برخوردار است. مسافران هواپيماها هم مي‌توانند در حالت تئوري با استفاده از علائم منتشر شده از چراغ هاي داخل هواپيما در اينترنت جست‌وجو كنند.

به گفته هس، طيف نور مرئي از فضايي 10 هزار بار بيشتر از امواج راديويي برخوردار بوده كه آنرا انتخاب مناسبي براي استفاده قرار مي‌دهد.

اين فيزيكدان ارشد انگليسي در يك سخنراني براي ارائه فناوري خود به نمايش يك چراغ روميزي با لامپ ال‌اي‌دي پرداخت كه اطلاعات را به گيرنده‌اي در زير ميز انتقال مي‌داد.

هر زمان وي دستش را در برابر پرتو نور فيلمي كه بر روي يك صفحه در پشتش در حال پخش بود، قرار مي‌داد، ويديوي روي صفحه با قطع علائم، متوقف مي‌شد.

اين فيزيكدان ارشد انگليسي اظهار كرد: هنوز اين فناوري را با تلفن هاي هوشمند ادغام نكرده و اميدوار است كه در آينده انجام اين كار نيز ممكن شود.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:24 |
پزشکان تاکنون هزاران نوع مرگ برای «ولفگانگ آمادئوس موتسارت» موسیقی دان اتریشی که در سن 35 سالگی جان خود را از دست داد، تشریح کرده اند اما واقعیت می تواند بسیار ساده تر از این باشد: نظریه جدید می گوید وی در اثر تاریکی جان داده است.

به گزارش مهر، پزشکان طی سال های پی در پی داستان مرگ موتسارت را بارها و بارها احیا کرده اند و هر بار دلایل جدید و ترسناک پزشکی را برای توضیح مرگ یکی از مشهورترین و ثروتمندترین هنرمندان قرن 18 میلادی ارائه می کنند اما مطالعه ای جدید در این مورد دلیل متفاوتی را برای مرگ وی ارائه کرده است: تاریکی!

محققان برای توضیح این دلیل نظریه ای ساده دارند، پوست افراد زمانی که در معرض تابش نور قرار می گیرند، ویتامین D ایجاد می کند. موتسارت در روزهای پایانی عمرش همواره در تاریکی به سر برده است و از این رو به فقر شدید ویتامین D دچار شده است.

«استفان پیلز» و «ویلیام گرنت» با انتشار مقاله ای با عنوان «کمبود ویتامین D عامل مرگ موتسارت بوده است» توضیح داده اند که موتسارت بیشتر فعالیت های آهنگ سازی خود را در طول شب انجام می داده و از این رو بیشتر زمان خود در طول روز را در خواب به سر می برده است.

در عرض جغرافیایی 48 درجه وین، ساخته شدن ویتامین D از نور فرابنفش خورشیدی در طول 6 ماه از سال غیر ممکن است، موتسارت در تاریخ 5 دسامبر 1791 جان خود را از دست داده است، یعنی زمانی که دو یا سه ماه از ماه های کمبود ویتامین D سپری شده بود.

فرضیه های دیگری که درباره مرگ موتسارت وجود دارد تب روماتیسمی، آماس باکتریایی شکمی، عفونت خونی، مسمومیت با سم، بیماری های قلبی، خونریزی مغزی و چندین و چند بیماری و اختلال پزشکی دیگر هستند. محققان دیگر تا کنون تلاش داشته اند برای مرگ وی دلایل زیست پزشکی از قبیل رفتارهای غیر عادی موتسارت ارائه کنند.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:23 |
رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت گفت: آمار دقیقی از مبتلایان به آلودگی با آزبست در دست نیست و سرطان خون نیز با آزبست موجود در هوا ارتباط ندارد.

به گزارش مهر، دکتر کاظم ندافی روز سه شنبه در نشست خبری اظهار داشت:‌ در سال 78 مصوبه ای در هیئت دولت مطرح شد و بر اساس آن مقرر گردید در طول مدت 8 سال برای جمع آوری آزبست در کشور اقدام شود که متاسفانه این مصوبه اجرایی نشد.

وی مهمترین علت اجرایی نشدن این مصوبه را جایگزین نکردن کاربردهای آزبست عنوان کرد و گفت: در حال حاضر 25 هزار شغل مرتبط با آزبست در کشور وجود دارد که تعطیل کردن آنها با بیکاری این تعداد از شاغلین همراه است که ابتدا باید این مشکل رفع شود و البته در بعضی از استانها و در بخش ساختمانی اقدامات خوبی صورت گرفته و بسیاری از آنها تعطیل یا جایگزین شده اند.

رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت افزود: طبق آخرین بررسیهای صورت گرفته توسط دانشگاه علوم پزشکی تهران،‌ میزان آزبست در بعضی مناطق به خصوص میادین اصلی، جنوب و غرب تهران بالا است که مهمترین عامل آزبست، ‌لنت ترمزهای وسایل نقلیه سنگین است.

وی اضافه كرد: در رابطه با جلوگیری از ورود این لنت ها هشدارهای لازم را به وزارت صنایع، تجارت و بازرگانی داده ایم که امیدواریم در آینده ای نزدیک شاهد ورود این نوع محصولات به داخل کشور نباشیم.

ندافی در خصوص بنزن موجود در هوا گفت: بنزن یکی از ترکیبات اصلی بنزین است و از جمله ترکیباتی است که در سرطان خون نقش دارد و میزان این آلاینده، در حوالی پمپ بنزین و مراکز پرترافیک شهری از حد استاندارد بالاتر است.

وی تصریح کرد: این آلاینده از موتور خودروهایی که قطعه کنیستر (دستگاهی که بخارات بنزین را به سیکل سوخت اتومبیل بر می گرداند) ندارند، از راه تخلیه بنزین از تانکرها به مخازن بنزین و سوخت گیری اتومبیلها وارد هوا می شود.

ندافی به مردم توصیه کرد: از استنشاق بوی بنزین در پمپهای بنزین خودداری کرده و از بردن اطفال و سایر اعضای خانواده به پمپ های بنزین جلوگیری کنند.

وی با عنوان این مطلب که در سال گذشته و در 4 فصل سال تعداد روزهایی که هوا پاک باشد صفر بوده است، گفت: ارتقای استانداردهای کیفیت هوا باعث شده است تعداد روزهای ناسالم افزایش پیدا کند.

ندافی در خصوص آمار مرگ و میرهای مربوط به آلودگی‌های هوا اظهار داشت: طبق برآوردی که شده در سال گذشته میزان مرگ و میر 3 هزار و 600 نفر بوده است که البته در این آمار، مداخلات بالینی صورت نگرفته است که معلوم شود این افراد قطعاً به دلیل آلودگی هوا فوت کرده‌اند.

وی آلودگی صوتی را یکی دیگر از آلودگیهای مهم در کلانشهر تهران عنوان کرد و گفت: بحث آلودگی صوتی یک امر جدی است که باید در منشاء کنترل شود.

رئیس مرکز سلامت محیط و کار وزارت بهداشت گفت: موتورسیکلت ها عامل اصلی آلودگی صوتی هستند در کنار آنها نمی‌توان سر و صدای هواپیماها و سایر خودروها را نیز نادیده گرفت که در این خصوص قراردادن محافظ‌ها در حاشیه اتوبانها و محدود کردن تردد وسایل نقلیه فرسوده و موتورسیکلت ها از اقداماتی بوده که برای کاهش این آلودگی صورت گرفته است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم شهریور 1390 و ساعت 19:22 |