يكي از اين محدوديتها اين است كه اين نيروگاهها بايد در مناطقي كه داراي فعاليتهايي آتشفشاني هستند ساخته شوند، بنابراين اين احتمال وجود دارد كه گاهي ممكن است كاهش فعاليتهاي آتشفشاني در يك منطقه منجر به آسيبديدگي اين نيروگاهها شود. رسوباتي كه از آنها به عنوان منبع توليد انرژي زمين گرمايي استفاده ميشود براساس دما و منبعي كه براي توليد انرژي در اختيار نيروگاههاي زمين گرمايي قرار ميدهند طبقهبندي ميشوند. رسوبات خشك بخاري يكي از كارآمدترين منابع توليد انرژي براي اين نيروگاهها هستند.
اگرچه ممكن است استفاده از اين رسوبات چندان متداول و مرسوم نباشد، اما بخار توليد شده در اين رسوبات دماي بالا و فشار زيادي دارد. رسوبات با دماي بالا نوع ديگري از رسوباتي هستند كه به عنوان منبعي براي توليد انرژي الكتريكي در نيروگاههاي زمين گرمايي مورد استفاده قرار ميگيرند و هرچه دماي آب در اين رسوبات بيشتر باشد كارايي اين نيروگاهها در توليد انرژي الكتريكي به مراتب بيشتر خواهد بود. رسوباتي كه دماي آنها كمتر از 80 درجه سانتيگراد باشد گروه ديگري از منابع توليد انرژي در اين نيروگاهها هستند كه كاربرد آنها تنها به تامين انرژي براي امكاناتي نظير سيستمهاي گرمايشي يا ابزارهايي كه از آنها در كشاورزي استفاده ميشود، محدود خواهد بود. بنابراين بديهي است كه همه نيروگاههاي زمين گرمايي يكسان نباشد. ويژگيهاي هر يك از اين نيروگاهها به نوع رسوباتي كه از آنها به عنوان منبعي براي توليد انرژي الكتريكي استفاده ميشود، بستگي دارد.
در نخستين مرحله از فرآيند توليد انرژي الكتريكي در اين نيروگاهها، بخار تحت فشار ناشي از وزن لايههاي فوقاني از اعماق به طرف سطح زمين راه خواهد يافت. بخار خارج شده از اعماق زمين وارد توربيني ميشود كه موجب به حركت درآوردن مولد جريان الكتريكي خواهد شد.
در سومين مرحله از اين فرآيند، انرژي الكتريكي توليد شده پس از عبور از ترانسفورماتور از طريق خطوط جريان منتقل ميشود. پس از آن بخاري كه از آن به عنوان منبع توليد انرژي استفاده شده است تبديل به مايع شده و دوباره به رسوبات تزريق ميشود. در حقيقت منبع اصلي تامين انرژي در اين نيروگاهها مجموعهاي از بخار و بخار موجود در شكافها و منافذ تختهسنگهاست كه توسط مواد مذاب درون زمين، حرارت آن افزايش يافته و ميتواند به عنوان منبعي براي توليد انرژي مورد استفاده قرار گيرد. توان الكتريكي نيروگاههاي زمين گرمايي در سطح دنيا بيش از 9000 مگاوات است كه ايالات متحده آمريكا و پس از آن كشور فيليپين از بزرگترين توليدكنندههاي انرژي الكتريكي از طريق نيروگاههاي زمين گرمايي هستند


فیلسوف معروف انگلیسی آن دوران یعنی راجر بیكون این گونه مینویسد كه فرآیند پیری به واسطه از دست رفتن روح حیاتی یا عبارتی كه از آن به رطوبت درونی (innate moisture) یاد میشود روی میدهد.
در افسانههای یونان به تلاش برای رسیدن به عمر جاودانه اشارههای جالب توجهی شده است. در بخشی از این افسانهها میخوانیم كه الهه Eos از زئوس میخواهد كه شرایطی فراهم كند تا معشوقهاش یعنی تیتونوس تا ابد از محبت كردن لذت ببرد.
جاناتان سویفت، خالق معروف رمان سفرهای گالیور است. او كه در نیمه اول قرن 18 زندگی میكرد در داستانهایش از انسانهای عادی، اما دارای طول عمر بیپایان نوشته است. این انسانها گرچه نمیمیرند، اما با گذشت زمان بتدریج پیر میشوند. انسانهایی كه سویفت در داستانهای علمی- تخیلیاش تصویرسازی كرده دارای نقاط قرمز رنگی روی پیشانی هستند كه این خود مشخصهای عجیب برای این دسته از انسانها به شمار میآید. گالیور از آشنا شدن با این دسته از انسانها هیجانانگیز شده تا این كه متوجه میشود با گذشت زمان موها و دندانهایشان از بین رفته و بتدریج توانایی صحبت كردن را نیز از دست میدهند. آنچه سویفت در داستانهای گالیور درخصوص اين انسانها مطرح كرده است، یكی از بارزترین تلاشهای بشر در دوران معاصر برای به تصویر كشیدن تمایل واقعی انسان به داشتن طول عمر زیاد در قالب داستانهای علمی - تخیلی است.
خوان دلون نخستین حاكم پرتوریكو و كسی است كه برای نخستین بار سرزمینی را كشف كرد كه امروزه به آن فلوریدا میگویند. این كاشف اسپانیایی داروهای زیادی را مصرف میكرد كه به سفارش وی و توسط داروسازان شناخته شده آن زمان اروپا تولید میشدند. این نگرش یعنی استفاده از دارو برای جوان ماندن سرآغازی جدی در فرآیند نگاه علمی بشر به دستیابی به راز طول عمر بیشتر محسوب میشود.
رابرت اتینگر معلم فیزیك در آمریكا نگرش بیسابقهای را درخصوص برخورداری از طول عمر طولانی مطرح كرد كه حتی هماكنون نیز با گذشت چندین دهه مورد بحث و بررسی قرار دارد. وی كه دسامبر 1918 در آمریكا چشم به جهان گشود و چندی پیش یعنی 23 جولای 2011 از دنیا رفت به عنوان پدر علم كرایانیكس (منجمدسازی بدن انسان و احیای آن در آینده) شناخته میشود. او سال 1962 با انتشار كتاب جنجالبرانگیزی موسوم به «نمود جاودانگی» به یك چهره شاخص در دنیای علوم مطرح شد.
سال 1996 ویلیام رگلسون مقالهای موسوم به «معجزه ملاتونین» منتشر كرد كه در آن به راهكارهایی برای دستیابی به طول عمر بیشتر پرداخته شده بود.
نگاهی به تمامی این تلاشها گویای یك نكته روشن است و آن این كه طی قرون گذشته نگاه بشر به مقوله برخورداری از طول عمر ماورای تصورات فعلی عمدتا به داستانهای علمی - تخیلی و بتازگي یكسری نظریههای بحثبرانگیز ختم شده است. از این رو این پرسش اساسی مطرح میشود كه آیا اصولا امكان دستیابی به طول عمر فراتر از 150 یا 200 سال وجود دارد. انسانهایی كه در عصر حاضر طول عمر شاخصی دارند بندرت به 115 یا 120 میرسند حال آن كه بشر در نظر دارد تا برخورداری از طول عمر 150 ساله را به یك رویه عادی در آینده تبدیل كند. این همان نگرشی است كه بیل اندروز دنبال میكند و به نظر میرسد برای رسیدن به آن نیز مصممتر از 2 دهه قبل یعنی زمانی كه تلاشهایش در این زمینه را آغاز كرد، شده است. او معتقد است برای دستیابی به طول عمر دراز باید از محدودیتهای هیجانانگیز مربوط به داستانهای علمی - تخیلی عبور كرد و به مرز واقعیت رسید.
ری كورزویل از محققان آینده نگر و از مخترعان شناخته شده عصر حاضر، نظریه حیرتانگیزی را مطرح كرده كه تنها در چند سال اخیر موجی از نظرات را به همراه داشته است. او در یكسری مقالات به این نكته پرداخته است كه در آیندهای كه البته هنوز مشخص نیست چه زمانی خواهد بود، این امكان فراهم خواهد شد كه مغز انسان روی یك رایانه بارگذاری شود. در این فرآیند جاودانگی عملیاتی (functional) ایجاد میشود، هر چند بدن انسان قادر به لذت بردن از چنین شرایط جدیدی نخواهد بود.
در دنیای زیستشناسان سلولی مكانیسمهایی از این دست تاكنون به عنوان قابل قبولترین پاسخها به پرسش «بدن چگونه پیر میشود؟» بوده است، اما آیا باید به همین مرزها اكتفا كرد؟ در دانشی كه از آن به علم تلومر(telomere) یاد میشود پاسخ منفی است.
